السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
64
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى آملى متوفّى به سال 310 ه - داستان سبائيان را در كتاب خود « تاريخ الامم و ملاملوك » فقط از سيف بن عمر تميمى كوفى نقل كرده است . وى در بخش مربوط به حوادث سال 30 ه - . مىگويد : « در همين سال ، يعنى سال 30 ه - . بوده كه داستان ابوذر با معاويه ، فرستادن معاويه ابوذر را از شام به مدينه اتفّاق افتاد . در اين باره قضاياى بسيارى نقل نمودهاند كه خوش ندارم آنها را بيان كنم ، ولى آنان كه براى معاويه در اين كارها عذر مىآوردند داستانى در اين موضوع نقل كردهاند كه « سرّى بن يحيى » آنرا براى من نوشته است و در آن نوشته چنين گويد : « شعيب بن ابراهيم از سيف بن عمر روايت نموده : . . . چون ابن سوداء به شام رسيد ابوذر را ملاقات نموده و گفت : اى ابوذر ! آيا مىبينى معاويه چه كارها مىكند ؟ . . . » . سپس طبرى داستان « ابن سبأ » را فقط از سيف نقل مىكند و شرح حال ابوذر را با اين جمله پايان مىدهد : « ديگران در بارهء علّت تبعيد ابوذر چيزهاى بسيارى روايت كردهاند كه خوش ندارم آنها را بيان كنم » . و چون به نگارش حوادث سال 30 - 36 ه - . مىرسد ، داستان ابن سبأ و سبائيان را ضمن جريان كشته شدن عثمان و جنگ جمل ، از سيف نقل مىكند . و به جز سيف ، هيچ سند ديگرى ندارد . طبرى در تاريخ خود روايتهاى سيف را با يكى از اين دو سند نقل مىكند : 1 . عبيدالله بن سعد زهرى ، از عمويش يعقوب بن ابراهيم و او از سيف . روايتهايى را كه طبرى به اين سند از سيف روايت كرده آنهايى است كه خود از عبيدالله شنيده و به لفظ حدّثنى يعنى : « براى من - يا ما - روايت كرد » آورده است . 2 . سرّى بن يحيى ، از شعيب بن ابراهيم ، از سيف . طبرى در اين سند ، حديثهاى سيف را از دو كتابش « الفتوح » و « الجمل » به يكى از اين سه لفظ از سرّى بن يحيى نقل كرده است .